جست و جوی وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

پرستیژ سیاسی


یک رهبر سیاسی با رفتارها، نحوه گفتمان سیاسی، مدل پوشش خود، آداب خوردنِ خوراک، دانستنِ آداب خوشامدگویی بین المللی، راه رفتن و ... ؛ می تواند باعث افزایش پرستیژ سیاسی و اجتماعی کشور و مردم خویش در جهان گردد.
تا همیشه، پرستیژ سیاسی از مهم ترین نکات قابل توجه امور سیاسی یک دستگاه دولتی بوده است.
به دست آوردن جایگاه بالا و والای جهانیِ یک سرزمین، از طریق پیشرفت، نفوذ و ثروت، و همچنین درخشانی جامعه ی آن سرزمین در تحت تاثیر قرار دادن جوامع دیگر امکان پذیر است. و این درخشانی نتیجه ی به عمل در آمدن شایستگی های رهبران آن جامعه است. رهبرانی که هیچیک از ویژگی های ذکر شده را نداشته باشند، جامعه ی بیماری را اداره می کنند.
مردم ایران با روی کار آوردن کسانی که حتی از ادبیات درستی برخوردار نیستند، پرستیژ سیاسی خود را در سطح جهانی تا اندازه ای پایین آورده اند که از ارزش تاریخ پربارِ فرهنگی کشورشان نیز کاسته است.


ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

۱۷ دیماه، روز بزرگداشت کشف حجاب در ایران



“باید خیاط‌ها و کلاهدوزها را تشویق کرد مدهای قشنگی به بازار بیاورند. ما میله‌های زندان را شکستیم. حال خود زندانی آزاد شده وظیفه دارد برای خودش به جای قفس، خانه قشنگی بسازد.”
ــ بخشی از سخنرانی رضا شاه در مراسم رسمی کالج تربیت معلم

امروز هفدهم دیماه، روز کشف حجاب اجباری در کلیه ولایات ایران به دستور رضا شاه بزرگ است. روزی که زنان از پستوی خانه هاشان بیرون کشیده، و به جامعه وارد شدند. روزی که مردان قلدر ایرانی دریافتند که دیگر توان به اسارت کشیدن زنان را ندارند، چراکه پادشاه مملکت شجاعانه پشت آنان ایستاده و از آزادی و پیشرفتشان حمایت میکند.
هفدهم دیماه هر سال یادآور یک روز تاریخی و سرنوشت ساز است: روزی که ارزش والای زنان در ایران نهادینه گردید. رضاشاه بزرگ با قدرت و اندیشه خردمندانه خویش، زنان را از حرم سراها و خفقانِ روبنده و پارچه های سیاه بلند بیرون آورده و پیشگام تبلیغات مبارزات زنان و ایستادگی در برابر ارتجاع مذهب و سنت گردید.


امروز ۱۷ دیماه، روز بزرگداشت کشف حجاب در ایران است. به امید آینده ای که در آن چنین روزی، روز ملی زنان در ایران نام بگیرد.



ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲, دوشنبه

Refugee Crisis in Syria

More than 50,000 children have got killed in the civil war of Syria by the terror idea of Islam, in last 3 years; No one really cares!
Only 142 people got killed in France by the terror idea of Islam; medias covered the news with deep sadness, millions of people got emotional, thousands of people changed their Facebook profile pictures to France's flag, and still no one cares or wants to know what is really going on in the other part of the world!
And... , this is called humanity!
 
 

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

تظاهرات هزاران تن از مردم خشمگین لهستان بر ضد اسلام

Today in Poland, thousands of people marched to show their anger against Islam and its terror idea.
I, as a young Iranian woman who has experienced the violence of Islam for years, very much like to support the anti-Islam and of course anti-religion movements all around the world.
We, humans, have brain to think and make decisions for our lives and do not need religions to do that for us.
Religion is a dirty strategy that has been used by governments for thousands of years in controlling people, taking other governments down and gaining more wealth and power. Religion is the biggest lie in the world and has no use, but to harm humans.

Let's say no to religions and try to build a world based only on humanity.

No to Islam, No to Religion! Yes to Science, Yes to Humanity.

Photo: Polish protesters holding No Islam banners, November 2015.



امرور در کشور لهستان، هزاران تن از مردم با شرکت در تظاهرات ضد اسلام، خشم و مخالفت خود را با این دین و ایده ترور اسلامی نشان دادند.
من، به عنوان یک زن جوان ایرانی که خشونت اسلامی را برای چندین سال از نزدیک تجربه کرده است، از تفکر ضد اسلامی و به ویژه تفکر ضد مذهبی در سرتاسر دنیا حمایت کرده و خواهم کرد.
ما انسان ها، دارای مغز و قدرت خردگرایی بوده و برای تصمیم گیری درست در زندگی خویش، نیازی به مذهب نداریم. مذهب یک استراتژی کثیف است که هزاران سال توسط دولت ها(انواع دولت)، برای کنترل مردم، سرنگونی حکومت های دیگر، و به دست آوردن ثروت و قدرت بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است. مذهب بزرگترین دروغ جهان است که هیچ خاصیتی به غیر از آسیب رساندن به انسان ها ندارد.
بیایید به مذهب نه گفته و در ساخت جهانی بر اساس انسانیت بکوشیم.
نه به اسلام، نه به مذهب! آری به دانش، آری به انسانیت.

تصویر: معترضین لهستانی در تظاهرات ضد اسلام. نوامبر ۲۰۱۵

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

نه به اسلام؛ شعار هزاران تن از مردم معترض لهستان




نه به اسلام؛ شعار صدها تن از مردم معترض لهستان بود که امروز برای نشان دادن بیزاری خود از دینِ جنایت و تبلیغات مذهبی مسلمانان در اروپا، تظاهرات گسترده ای برپا کردند.
امروز لهستان شاهد برگزاری بزرگ ترین تظاهرات مردمی در تاریخ این کشور بود. صدها هزار لهستانی با داشتن بنرهایی با نشان های اسلام و ساخت مساجد ممنوع؛ در خیابان ها به اعتراض پرداختند، اما این حرکت وسیع آن ها تا این لحظه از سوی بیشتر رسانه های جهانی تحت پوشش خبری قرار نگرفته است.

از جمله شعارهای استفاده شده در این حرکت مردمی: اسلام، مرگِ اروپا!


ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۲۴, چهارشنبه

روی کار آمدن حکومت بیگانه با شعار کوتاه کردن دست بیگانگان از کشور



حکومت اسلامی با شعار کوتاه کردنِ دست بیگانگان از ایران، توسط همان بیگانگان بر روی قدرت آمد و پس از ۳۶ سال نمایش خیابانی برای دشمنی ظاهری با آمریکا و غرب؛ در نهایت قدرتِ بیگانگان بر کنترل کشور و مردم ایران را با بهانه ی قراردادی به نام لوزان؛ برای جهانیان و به ویژه مردم همیشه در صحنه ی ایران آشکار ساخت.

آنکه در تلاش بود تا دست غرب را با اراده ای قوی و غروری ایرانی به یکباره کوتاه کند، محمدرضا شاه پهلوی بود که در نتیجه ی حمایت نکردن های مردم و حماقت مذهبیشان؛ در آخر به، اسارتِ کامل ایران توسط نیروهای غربی انجامیده و چندین نسل به کام بیچارگی محض فرو رفت.

سمیرا نصیری

تاریخ قضاوت خواهد کرد!

تاریخ قضاوت خواهد کرد!‌

یکی از دوستان روس میگفت؛ در روسیه ضرب المثلی داریم که در بیزنس زیاد از آن استفاده میکنیم و آن اینکه همیشه برای گوشزد کردن به کسی که می خواهد قراردادی امضا کند می گوییم: مراقب باش، قرارداد گلستان امضا نکنی!!
این دوست اضافه کرد؛ قرارداد گلستان از بدترین قراردادهای بسته شده در تاریخ به شمار می رود و آنقدر توافق ایران برای امضای آن برای روس ها و کسانی که تاریخ را می خوانند، تعجب آور بوده که در روسیه از آن چنین ضرب المثلی ساخته ایم!


به موجب عهدنامه گلستان که بین روسیه و ایران در دوران قاجار بسته شد، بخش‌هایی از شمال دولت شاهنشاهی ایران شامل قفقاز، ارمنستان و ایالت‌های شرقی گرجستان یعنی کاختی و کارتلی از ایران جدا شده و به روسیه تزاری واگذار گردید.

و امروز ضرب المثلی به خزینه ی زبان پارسی من افزوده شده و آن اینکه، اگر قرادادی می بندید، مراقب باشید قرارداد لوزان امضا نکنید!! قراردادی که بنابر آن، ایران بیش از پیش به اسارت و کنترل غرب در آمده و بیگانگان را به معنای واقعی بر زندگی ایرانیان چیره ساخت. قراردادی که یکی از مضرترین قراردادهای ممکنِ بسته شده تا کنون در تاریخ ایران بوده و به موجبِ آن، حکومت خون و استبدادِ اسلامی را نیز تا چند سال دیگر پا بر جا ساخت.

و اما نکته ای که به مانند روز روشن، و بر اساس تجربه کاملا برای همگان اثبات شده است، پایین نیامدن قیمت های سر به فلک گذاشته در ایران و به دنبال آن، به سر نیامدن بدبختی ها و رنج های مردمی است که امروز برای نابودی کشور خود در خیابان ها کف می زنند. خبری نه از پیش گیری و درمان اعتیاد، بهبود شرایط اقتصادی، از خفقان در آمدن جامعه و دانشگاه، آزادی مطلق در جامعه، آزادی ادیان، خواهد بود و نه بهتر شدن شرایط کار و بالا رفتن حقوق و در کل، انسان حساب کردنِ ایرانیان؛ بلکه مطمئنا طولی نخواهد کشید که شرایط سخت تر و وحشتناک تر از قبل هم خواهد شد.

در عجبم از مردمی که برای افولِ همه ی جانبه ی کشورشان چنین غریو شادی سر می دهند.

سمیرا نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۲۱, پنجشنبه

تغییر تصویر جست و جوگر گوگل به مناسبت سالروز تولد دانشمند ایرانی

سیستم جستجوگر گوگل، هزار و هفتاد و پنجمین سالروز تولد " ابوالوفا البوزجانی" را با تغییر آرم و گذاشتن تصویری جدید از علامت های هندسی و ریاضی گرامی داشت.


"أبو الوفاء محمد بن محمد بن يحيى بن إسماعيل بن العباس بوزجانی" ریاضیدان و ستاره شناس معروف ایرانی است.
بوزجانی، متولد ۹۴۰ میلادی در شهر بوزجان خراسان در منطقه نیشابور است. وی از بزرگ ترین ریاضیدانانی است که در زمینه پیشرفت علوم ریاضی سهمی عمده داشته و با نوشتن کتاب ها و تالیفات و شرح هایی بر نوشته های " اقليدس ديوفنتس " و " خوارزمی" شهرت بسیاری به دست آورد.
تحقیقات بوزجانی، تاثیر چشمگیری در پیشرفت علوم به ویژه ستاره شناسی، مثلثات و هندسه گذاشت تا جایی که به باور بسیاری از دانشمندان غربی، از بزرگترین هندسه دانانی است که نقش ویژه ای را در پیشرفت مثلثات ایفا کرده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۲, شنبه

تهمینه یوسفی، قربانی اسید پاشی پدر و برادرش در تبریز

امروز سالروز رخداد تلخیست که رنج و زخم عمیقی را بر چهره و قلب دختر جوانی بر جای گذاشت.
دوم خرداد ماه ۱۳۹۳ بود که خبر هولناک اسید پاشی یک پدر بر روی دخترش در رسانه های ایران انتشار یافت. ماجرا از این قرار بود که تهمینه یوسفی، ساکن قزوین، توسط پدر و برادر کوچکِ ۲۲ ساله اش، مورد اسید پاشی قرار گرفته و با تقلای بسیار از مرگ رهایی پیدا می کند.
بر اساس گفته های خواهر تهمینه، وی در دوران نامزدی متوجه معتاد بودن همسر آینده اش شده و تصمیمِ جدایی اش را با خانواده در میان می گذارد. اما پدرش با این تصمیم مخالفت کرده و برای تنبیه تهمینه، اقدام به فروش وسایل جهیزیه او می کند. تهمینه که روی این مسئله حساسیت بسیاری داشته، یک روز پس از بازگشت به خانه، متوجه فروختن فرش جهیزیه اش توسط پدرش شده و با او به جر و بحث می پردازد.
مادر تهمینه که تا آن لحظه شاهد بگو-مگو های آن ها بوده، با پسر کوچکش تماس می گیرد و پس از آمدن او به خانه، همراه با پدرش شروع به کتک زدن تهمینه می کنند.

خواهر تهمینه از ترس از خانه فرار می کند تا از آسیب در امان بماند. با این کار وی، برادر کوچک درب خانه را قفل میکند تا مانع از فرار تهمینه شود. پدر خانواده، از پسرش می خواهد تا صورت خواهرش را بگیرد تا او اسید آورده و بر روی صورت دخترش بریزد.
مادر تهمینه به ناله های دخترش بی اعتنایی کرده و به اتاقش می رود. و آن لحظه ی حزن انگیز اتفاق می افتد...
تهمینه ی زخم خورده خود را در حالی می یابد که طنابی دور گردنش بسته شده و یک سر آن را برادرش در دست دارد و یک سر دیگر را پدرش. آن قدر از دو سو آن را می کشند که تهمینه از هوش می رود...
اما سرنوشت تهیمنه آنجا به پایان نمی رسد. در حالی که خانواده اش تصور می کرده اند او مرده است، به هوش می آید و به داخل حمام فرار می کند. پدرش با خشم و فریاد سعی میکند در را باز کند؛ اما با زجه ها و التماس های تهمینه، از این کار منصرف می شود.
سرانجام مادر بی مهرِ تهمینه با پسر بزرگ ترش تماس گرفته و او تهمینه را با ماشین شخصی اش به بیمارستان قزوین می رساند.

تهمینه در یک هفته ۵ بار مورد جراحی پلاستیک قرار می گیرد، آن هم با فروش طلاهایش.
سرانجام، این قربانی اسید پاشی که مدتی تحت حفاظت بهزیستی بود، برای نجات جان خود، پس از چندی همراه با خواهرش به آلمان گریخته و هم اکنون در آنجا سکونت دارند. 


زندگی غم انگیز تهمینه، این دختر جوان که در اوج شکوفایی زندگی خویش قرار دارد، زمانی رنگ و روی تازه ای به خود خواهد گرفت، که بتواند هزینه ی جراحی های پلاستیک آینده اش را تامین کند. هرچند زخم هایی که بر قلب و روح او نشسته اند، هرگز درمان نخواهند شد...

بامداد اسماعیلی، خبرنگار بی بی سی، گزارشی از وضعیت کنونی تهمینه یوسفی در آلمان تهیه کرده است که می توانید آن را در لینک زیر مشاهده کنید:
https://www.facebook.com/NoToTheVeil/videos/vb.425036657539094/941991462510275/?type=2&theater

سمیرا نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۷, دوشنبه

تحریف آمریکاییِ کتاب "پاسخ به تاریخ" و تاریخ‌نگاران پهلوی‌ستیز!

تحریف امریکاییِ کتاب "پاسخ به تاریخ" و تاریخ‌نگاران پهلوی‌ستیز!

کتاب "پاسخ به تاریخ" ، نوشتۀ محمدرضا شاه پهلوی که به زبان فرانسه نگاشته شده، آئینۀ افکار و برنامه های پادشاه فقید ایران راجع به گذشته و آیندۀ مملکت و همینطور نظراتش در مورد برخی شخصیتهای تاریخی کشور است.
در پست زیر، یک پاراگراف از این کتاب که گفتار شخص محمدرضا شاه در نسخۀ اصلی به فرانسه و نیز ترجمۀ صحیح آن به زبان پارسی و دیگری ترجمۀ همان مطلب به زبان انگلیسی که به وسیلۀ یک شرکت امریکایی انجام شده، مورد بررسی قرار گرفته و به داوری همگانی سپرده شده. 



چنانچه خواهیم دید، در واقع این قسمت از کتاب در نسخۀ انگلیسی آن ، مورد تحریفِ کامل قرار گرفته، به گونه‌ای که یک مطلب مجعول همراه با یک ادعای عجیب که در متن اصلی وجود ندارد، تحویل مخاطبان داده شده است.
جزئیات این تحریف شگفت‌آور را در لینک زیر بخوانید:

http://dr-mr-reza.blogspot.ca/2014/12/blog-post.html

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۱۸, دوشنبه

اسراییل دیگر برای مسیح‌ علی‌نژاد تابو نیست! / امین پایداری

نوشتاری بسیار خواندنی؛
اسراییل دیگر برای مسیح‌ علی‌نژاد تابو نیست! / امین پایداری

اما پرسشى كه مي‌ماند اين است: اين تغييرات -كه در مدت بسيار كوتاهى رخ داده است- تا چه حد در او درونى و نهادينه شده است و تا چه حد مربوط به رنگ و ظاهر و طبع هياهوگرايانه او است؟

چند روز پيش، مسيح على‌نژاد جايزه‌ای به عنوان «حقوق بشر ژنو» را دريافت كرد. توانايى مسيح در توليد صدا و هياهو، اين تصور را در اكثريت مردم ايران و حتى رسانه‌هاى مهم فارسى زبان ايجاد كرد كه بردن اين جايزه امرى بى‌سابقه و بسيار مهم بوده است. البته نام این نهاد هم به‌گونه‌ای انتخاب شده که شنونده خبر گمان می‌دارد این نهاد به سازمان ملل در ژنو ارتباط دارد.

نهادی كه اين جوايز را اعطا مي‌كند، يك بنياد اسراييلى مستقر در سوييس است. اينكه يك بنياد مرتبط با اسرائیل که به ايرانيان جايزه حقوق بشر اعطا مي‌كند نشان از آن دارد كه حقوق بشر مرز ندارد، مليت نمي‌شناسد و برايش اسرائيلى و ايرانى تفاوتى ندارد و مشکلی در این نیست.

نكته جالب در اين ماجرا سرعت پيشرفت و تكامل مسيح على‌نژاد است. او توانسته است تغييرات فرهنگى و گفتمانى‌اى را كه دست كم به گذر سه نسل نيازمند است در مدت ٤ سال طى كند. از حجاب تا كلاه، و از كلاه تا بى‌حجابى و از بى‌حجابى تا انتشار عكسى در فيسبوكش از خود و شریک زندگی‌اش كه لب بر لب يكديگر گذاشته‌اند، تنها بخش و نشانه‌اى از تحولات سريعى است كه مسيح علی‌نژاد پیموده است.

مسيح على‌نژاد چهار سال پيش مواضع به شدت ضد اسراييلى داشت. او يكى دو سال پيش، در پاسخ به سخنان نتانياهو در مورد ممنوعيت شلوار جين در ايران، كمپينى در تمسخر نتانياهو راه انداخت و با خوشحالى گفت كه جوانان ايرانى، برخلاف دروغ نتانياهو، آزادند كه شلوار جين بپوشند. و باز این مسیح‌ علینژاد بود که پس از دعوت یک کانال اسراییلی از نامزد ندا، کاسپین ماکان، و رفتن کاسپین به اسرائیل، در وبلاگ خود کاسپین را خائن به جنبش سبز نامید و ادعا کرد که کاسپین هرگز نامزد ندا نبوده است.

اما همین مسیح، اكنون از دستان هيلل نوئر، رييس يك بنياد مرتبط با اسرائیل مستقر در سوييس، جايزه «حقوق زنان» دريافت مي‌كند و برای اینکه هواداران اصلاح‌‌طلب خود در ایران را نرنجاند، با وجود اهمیت اسراییلی بودن این نهاد، به آن نمی‌پردازد.

هيلل نوئر، فرداى روزى كه به مسيح على‌نژاد «جايزه حقوق بشر» اين بنياد مرتبط با اسرائیل را اعطا كرد براى شركت در كنفرانس آيپك به سوى آمريكا پرواز كرد. كنفرانس آيپك امسال عملا حول محور سخنرانى نتانياهو در مورد ايران می‌چرخید. نتانياهو روز بعد به كنگره آمريكا رفت و برخلاف خواسته باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا، در كنگره آمريكا بر علیه توافق اتمی ايران و آمریکا سخنرانى كرد. هيلل نوير، پس از اهداى جايزه به مسيح على‌نژاد و پيش از پرواز به سوى آمريكا، در توييتر خود نوشته بود: «پرواز از ژنو به سوى كنفرانس آيپك در واشنگتن. چرا كه هر اتفاقى كه در ژنو بيافتد نبايد تنها در ژنو باقى بماند.»

بايد به مسیح على‌نژاد كه توانايى بى‌نظيرى در تغييريافتن -چه در جهت مثبت و چه در جهت منفى- دارد آفرين گفت. او اكنون از معصومه علی‌نژاد قمی تبديل به يك دختر لندنی با فرهنگى انگليسى-آمریکایی شده است که دیگر دشمنی ذاتی با اسراییلی‌ها ندارد.

اسراییل تا مدتی پیش برای او تابو بود و از دیگران به‌خاطر هواداری از اسراییل یا رفتن به اسراییل انتقاد می‌کرد، اما اگر یک نهاد مرتبط با اسرائیل که رئیسش به کنفرانس آیپک می‌رود تا از نتانیاهو پشتیبانی کند به او جایزه دهد، با خوشحالی و هیاهو آنرا می‌پذیرد و دیگر اسرائیل برایش مساله ای نیست.

اما پرسشى كه مي‌ماند اين است: اين تغييرات -كه در مدت بسيار كوتاهى رخ داده است- تا چه حد در او درونى و نهادينه شده است و تا چه حد مربوط به رنگ و ظاهر و طبع هياهوگرايانه او است؟ شايد تنها يك روانشناس برجسته بتواند پاسخ درستى به اين پرسش بدهد.

منبع: خودنویس

ه‍.ش. ۱۳۹۳ بهمن ۷, سه‌شنبه

من نیسمان هستم!

به یاد و دادخواهیِ آلبرتو نیسمان، دادستان پرونده انفجار «آمیا» که یک شب قبل از جلسه ی شهادتش در دادگاه بر علیه حمایت های کریستینا کوچنر، رئیس جمهور آرژانتین در لاپوشانیِ فعالیت های تروریستی عوامل حکومت اسلامی ایران و حزب الله لبنان در این کشور؛ در خانه اش به قتل رسید.

پیکرِ غلتیده در خونِ "آلبرتو نیسمان"، دادستانی که ۱۰ سال پرونده ی ترور آمیا را بررسی می کرد؛ در حمام خانه و توسط مادرش کشف شد. در کنار جسد نیسمان، یک هفت تیر پیدا شده؛ اما مقامات آرژانتین قتل وی را که توسط یک روزنامه نگار به نام دامیان پاختر فاش گردیده بود رسما تایید کرده و احتمال خودکشی را رد کردند.

بمبگذاری مرکز یهودیان "آمیا" در بوئنس آیرس که ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ اتفاق افتاد ۸۵ کشته بر جای گذاشت. انفجار خودروی حاوی مواد منجفره باعث این انفجار بزرگ شده بود. دادستانی آرژانتین در اکتبر سال ۲۰۰۶ رسما نهادهایی در ایران را به هدایت و حمایت از این عملیات و حزب‌الله لبنان را به اجرای آن متهم کرد و خواهان صدور حکم جلب برای برخی شد.

آلبرتو نیسمان، علاوه بر کریستینا کوچنر رئیس جمهور کنونی آرژانتین، "کارلوس مِنِم"، رئیس جمهور پیشین این کشور را نیز در سرپوشی گذاشتن بر روی ترورهای اسلامی کشور ایران متهم کرده و دلایلی نیز به دست آورده بود.

کریستینا کوچنر رئیس جمهور این کشور قتل نیسمان را توطئه ی مخالفینش خوانده و هرگونه دخالتی در این جریان را رد کرده است!

هزاران آرژانتینی معترض به قتل دادستان آلبرتو نیسمان، برای گرامیداشت یاد وی در خیابان ها راهپیمایی های اعتراضی برگزار کرده و پلاکاردهایی را در دست دارند که بر روی آن "من نیسمان هستم" نوشته شده است.

سمیرا نصیری





به یاد و دادخواهیِ آلبرتو نیسمان

به یاد و دادخواهیِ آلبرتو نیسمان، دادستان پرونده انفجار «آمیا» که یک شب قبل از جلسه ی شهادتش در دادگاه بر علیه حمایت های کریستینا کوچنر، رئیس جمهور آرژانتین در لاپوشانیِ فعالیت های تروریستی عوامل حکومت اسلامی ایران و حزب الله لبنان در این کشور؛ در خانه اش به قتل رسید.

من نیسمان هستم!

پیکرِ غلتیده در خونِ "آلبرتو نیسمان"، دادستانی که ۱۰ سال پرونده ی ترور آمیا را بررسی می کرد؛ در حمام خانه و توسط مادرش کشف شد. در کنار جسد نیسمان، یک هفت تیر پیدا شده؛ اما مقامات آرژانتین قتل وی را که توسط یک روزنامه نگار به نام دامیان پاختر فاش گردیده بود رسما تایید کرده و احتمال خودکشی را رد کردند.

بمبگذاری مرکز یهودیان "آمیا" در بوئنس آیرس که ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ اتفاق افتاد ۸۵ کشته بر جای گذاشت. انفجار خودروی حاوی مواد منجفره باعث این انفجار بزرگ شده بود. دادستانی آرژانتین در اکتبر سال ۲۰۰۶ رسما نهادهایی در ایران را به هدایت و حمایت از این عملیات و حزب‌الله لبنان را به اجرای آن متهم کرد و خواهان صدور حکم جلب برای برخی شد.

آلبرتو نیسمان، علاوه بر کریستینا کوچنر رئیس جمهور کنونی آرژانتین، "کارلوس مِنِم"، رئیس جمهور پیشین این کشور را نیز در سرپوشی گذاشتن بر روی ترورهای اسلامی کشور ایران متهم کرده و دلایلی نیز به دست آورده بود.

کریستینا کوچنر رئیس جمهور این کشور قتل نیسمان را توطئه ی مخالفینش خوانده و هرگونه دخالتی در این جریان را رد کرده است!

هزاران آرژانتینی معترض به قتل دادستان آلبرتو نیسمان، برای گرامیداشت یاد وی در خیابان ها راهپیمایی های اعتراضی برگزار کرده و پلاکاردهایی را در دست دارند که بر روی آن "من نیسمان هستم" نوشته شده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه

اسید پاشی در اصفهان، نا امنی دیگری ناشی از سیاست های حکومت اسلامی



بختیاری های اصفهان، تنها به این دلیل که در یک سریال تلویزیونی مورد بی احترامی قرار گرفته بودند (که درواقع اینطور نبود و قهرمان سریال یک بختیاری بود!)؛ بلافاصله به خیابان ها ریختند و آنقدر اعتراض کردند که نهایتا صدا و سیما مجبور به عذرخواهی شد!
اما اینکه بسیجیان بر سر و صورت دخترانِ شهرشان اسید پاشی کرده و آینده ی آنان را با عقاید اسلامیشان نابود می کنند؛ نه تنها برای بختیاری ها، بلکه برای هیچیک از شهروندان ایرانی ذره ای هم ارزش ندارد!
(مطلبی از یک شهروند اصفهانی(با ویرایش))


* در سه هفته ی گذشته، ۸ مورد اسیدپاشی به صورت زنان جوان گزارش شده است.
* چطور می شود انتظار داشت یک عده مسلمان زاده با عنوان مبارزه با بدحجابی با انسان ها چنین نکنند؛ در حالی که خبرگزاری های رژیم برای تهیه تصاویرشان از قربانیان، تکه پارچه ای بر روی سرِ باندپیچی شده شان می اندازند؟!


رژیم اسلامی بزرگترین نا امنی در ایران است و چه بسا این عمل خشونت بار، حربه ی دیگری باشد برای وحشت از بی حجابی در بین مردم، در حالی که دیگر کسی انگشت اتهام را به سوی حکومت اشاره نخواهد برد!

زنان میهنم! اگر تا به امروز زنده هستید، واقعا شانس آورده اید!
- شانس آورده اید که مثل ندا، قلبتان را با گلوله ای سوراخ نکرده اند!
- شانس آورده اید که که مثل ترانه، پیکرتان را در آتش نسوزانده اند!
- شانس آورده اید که مثل الناز، به روح و جسمتان تجاوز نکرده اند!
- شانس آورده اید که مثل هزاران زن آزادی خواه دیگر، شما را با انواع آلات شکنجه، زجر نداده اند!
اما این شانس همیشگی نیست. فردا شاید نوبت خود شمایی باشد که امروز این تصویر دلخراش را می بینید!

نا امنی تنها به اسید پاشی نیست. نا امنی، بی پولی، آوارگی، بی احترامی، نبود آزادی از هر جهت برای همه است با میزان درد و فشاری متفاوت... .
اگر یکبار برای همیشه برخیزید، نه تنها خودتان، بلکه نسل های بعدیتان را هم از نابودی نجات خواهید داد.


سمیرا نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

و آن زمانکه ملت هرچه باور ایران از دشمن، قهرمان می سازند...


باورهای اسلامی و فریب های جدیدشان را به خورد مغزهای ملت می دهند و در مقابل ملت، هورا می کشند!
دشمن را قهرمان می کنند و نیرنگِ رنگ شده اش را به جان می خرند!
اگر امروز فریادها زده شود که "نـوریـــــــزاد"، فریبِ جدید حکومت است و توسط رسانه های رنگینِ وابسته به حکومت برای به بیراهه کشاندن مغزها، به قهرمانی مبدل گشته؛ جز ناسزا و تهمت چیزی نصیب نخواهد شد!
اما فردا روزی که همین نیرنگ، همین مردمِ هرچه باور را از حرکت بازدارد؛ امروز را به یاد نمی آورند! چون در پذیرش اشتاباهاتشان، بی شهامتند...
 
سمیرا نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

تاکیدِ هرچه بیشتر بر قومیت گرایی، برابر با کاهش میزان اتحاد ملی است!


قسمتی از سریال کهن را که بختیاری ها ادعا میکنند در آن به ایشان توهین شده، چندبار تماشا کردم!‌ ولی هیچ توهینی به ایشان در آن نیافتم!! (به غیر از ترویج گفتار چاله میدانی توسط صدا و سیما) حتی به نظر می رسد که قهرمان فیلم یک بختیاری باشد!!!!
در عجبم از مردمی که اگر بگویند بالای چشمتان ابروست، زمین و زمان را به هم میبافند تا بگویند؛ خب که چی؟! بالای چشممان ابروست! ؛ ولی اگر مالشان را غصب کنند، تاریخشان را نابود، مردمشان را قتل عام و به مال و زندگیشان تجاوز، کوچکترین اعتراضی ازشان دیده نمی شود!
تاکیدِ هرچه بیشتر بر قومیت گرایی، برابر با کاهش میزان اتحاد ملی می باشد و این امر، درست در امروزِ ایران قابل مشاهده است... . چراکه خویش وُ خُرد اندیشی، از بارزترین نکات این اندیشه ناقص است.

ــــ ای کاش قتل زندانیان سیاسی نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش تجاوز به مال و جان ایرانیان نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش تحقیر و رذالت ۳۵ ساله ی حکام اسلامی نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش اختلاس، ترور، گشت ارشاد، سرکوب و اسارت ما همگان، نیز محکوم بود!
ــــ ای کاش استفاده از آن پرچمِ اسلامی و آغشته به خون هزاران انسان بیگناه محکوم بود... !
ــــ ای کاش ... !

پیدایش، ملکه زیبایی ونزوئلا جانش را فدای آزادی میهنش کرد

ثروت داشته باش، شهرت داشته باش، زیبایی داشته باش؛ اما شرافت و عشق به وطن هم داشته باش!
پیدایش، ملکه زیبایی ونزوئلا جانش را فدای آزادی میهنش کرد... .
 
 
جنسیز کارمونا ملکه زیبایی ونزوئلا، پس از تیرخوردن در تظاهرات

جنِسِز کارمونا(Genesis Carmona)، ملکه زیبایی و مدل مشهور ونزوئلایی در پی شرکت در تظاهرات های ضد دولتی برای برکناری رئیس جمهور این کشور، از سوی نیروهای سرکوبگر حکومتی از ناحیه سر، مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به قتل رسید.
یکی از تظاهرات کنندگان پس از دیدن پیکر در خون غلتیده شده کارمونا بر روی زمین، وی را بر دوش گذاشته و او را به موتور سواری می رساند و از او می خواهد تا جنِسِز را به بیمارستان برساند. اما علی رغم تلاش های ۱۰ ساعته برای نجات وی؛ این دختر ۲۲ ساله آزادی خواه، جانش را در راه آزادی از دست می دهد.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۲, دوشنبه

یکی با آلت قتاله آدم می کشد! یکی هم با گسترش خرافات و تلاش برای پایداری حکومت!

یکی با آلت قتاله آدم می کشد! یکی هم مثل لیلا حاتمی، با گسترش خرافات و تلاش برای پایداری حکومت!
چندی پیش که فیلم جدایی نادر از سیمین با تبلیغات وسیع حکومتی، جنجال بین المللی به راه انداخت، در مسیر مخالفت با این هدف اسلامی حکومت و تلاش برای آگاهی رسانی، به مانند بسیاری دیگر، مورد هجوم ایرانیان فرهیخته! قرار گرفتم! بسیاری بر این باور بودند و هستند که فیلم جدایی نادر از سیمین در روزهای شدت گرفتن آبروریزی های جهانی حکومت ایران و بی ارزش گشتن هنر و استعداد در این کشور، هیچ نقشی را در خریداری مشروعیت برای حکومت ایفا نکرده است!‌!
این فیلم که موضوعی مذهبی را دنبال می کند، بیش از هرچیز به بحث دروغ و قواعد قرآنی برای آن، می پردازد که یک مسلمان را از خطا کردن باز می دارد. پس در نتیجه اسلام ناجی انسان هاست!‌
لیلا حاتمی از آنجایی دارای شهرت و هوادار می شود که در این فیلم حین جدایی از همسرش و نقل مکان به خانه مادر، تنها سی دی محمدرضا شجریان را با خود می برد!‌! و درست زمانی است که شجریان با وجود حمایت از حرکت اسلامی سبز و مهره های رنگینِ حکومتی مورد غضب و خشم بسیجیان و نیروهای خودسر و همیشه در صحنه سیستم اسلامی قرار گرفته و همین نکته چنان در دل مردم جای می گیرد که بارها در سینماهای ایران در این ثانیه از فیلم صدای کف و سوت تماشاچیان در سینما طنین انداز می شود!‌
با اینکه لیلا حاتمی بازیگر نقش اول زن این فیلم محسوب می شود، ساره بیات نقش پررنگ تری ایفا می کند و موضوع اصلی فیلم بر ساره بیات تمرکز بیشتری دارد. 
اما ساره بیات به دلیل رعایت نکردن حجاب و نداشتن پوشش مناسب در جشنواره های فیلم خارج از ایران، از این بازی در بسیاری از مواقع کنار گذاشته شده و ایفای نقش های مهم بر دوش لیلا حاتمی گذاشته می شوند. 

ساره بیات

پوشش های سبز، از شال گرفته تا روپوش و آرایشِ لیلا حاتمی، قشر سبزپوشِ به اصطلاح مخالف دولت در ایران را همراه خود می کند و این حمایت های گسترده با به دنبال داشتن جایزه اسکار به دنیا ثابت می کند که مردم ایران مشکل چندان و خاصی نداشته و به واسطه اسلام زندگی انسانی و آرامی دارند و صد البته که می توانند در زیر سایه ی حکومت اسلامی استعداد و هنر خود را به نمایش بگذارند و نه تنها مشکلی با این به اصطلاح نظامِ سیاسی ندارند، بلکه حتی جایزه اسکار را هم نصیب خود  می گردانند! 
دست اندرکاران فیلم جدایی نادر از سیمین

اما کسی از خود نپرسید و به آن فکر نکرد، که چرا فیلم آواز قو با بازی بهرام رادان که به مهمترین مشکلات جامعه ایران و فساد پلیس این کشور و سردمداران حکومتی می پرداخت، بازخورد چندانی نگرفت و مورد پسند خارجیان واقع نشد تا بلکه جایزه اسکاری را هم به دست بیاورد!؟
از سویی دیگر علاقه مندان به هنر در ایران که آرزوی استقلال هنر از قطب های ثروت و قدرت را دارند، فراموش کرده اند که سرمايه گذار اصلی  این فيلم ، بانک پاسارگاد بوده که سهامدار اصلی اش سپاه پاسداران است!! کاملا واضح است که در سیطره اسلامی سینما در انحصار این برادران ارزشی است و امکان حرکت مستقل وجود ندارد.

ساره بیات در این نقش با به ميان کشيدن فتوای اسلامی و سوال از آخوند به عنوان رهبری مذهبی برای هموار کردن تصمیمات سخت زندگی، رهبری فکری و نقش مهم روحانيت شيعه در کنترل بهتر جامعه ايران را برای جوامع خارج از ایران، به یک باور تبدیل کرده است!!

و اما امروز پس از تمام مخالفت ها و حمایت ها، لیلا حاتمی یکی از اسلامی ترین نقش های سینمای ایران را در فیلم "سر به مهر" بر عهده گرفته است! "سر به مهر" یک فیلم مذهبی-اجتماعی است که دختر تنها و خسته‌ای را نشان می دهد که با پناه به نماز و اسلام به الله نزدیک تر شده و شهامت بیشتری برای انسانی و بهتر زندگی کردن به دست می آورد. 

لیلا حاتمی در فیلم سر به مهر

قداست بخشیدن به اسلام شیعه در ایران پایان پذیر نیست. بلکه با استفاده از یاری مهره های هنری که توسط سیستم تبلیغاتی منفی و مثبتِ خودِ حکومت اسلامی شهرت به دست می آورند؛ راه های گسترش خرافات در جامعه بازتر گشته و کاسبکاری اسلامی رونق بیشتری پیدا می کند.

متاسفانه هنر در ایران در گروِ تملق گویی و نگاهی مذهبی است. و این اسارت میلیون ها انسان را به سیاهچاله خرافات انداخته و مسیر خردگرایی تا رسیدن به رهایی را بسیار طولانی و حتی تا حدودی غیر ممکن کرده است.
مردم ایران پیش از هرچیز می بایستی با یاری از خرد خویش، بر شایعات، خرافات و دروغ های اسلامی غلبه کرده و مانع از بال و پر گیری این سموم ایران کش گردند. 

و در آخر نمی توان برای اصغر فرهادی، کسی که بدون احساس و ذره ای اندیشه ی ایران، چشمان خود را بر جنايات سی و چند ساله حکومت اسلامی بست و مسبتدان ايران اشغالی، شکجه شدگان، و جان باختگان و ... را یکی کرده و به عنوان ملت ایران با فرهنگ ايران تحويل شنوندگان و تماشاچیانِ اسکار داد، کف زد و هورا کشید! 

نکته تصویر: با سر ِ باز، نماز؟! 
به امید رهایی مغزها از اسارت مذهب 


ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه

حمزه کشغری، روزنامه نگار عربستانی آزاد شد

حمزه کشغری، روزنامه نگار عربستانی پس از حدود دو سال حبس آزاد شد.

حمزه کشغری، روزنامه نگار و وبلاگ نویس، در فوریه ۲۰۱۲ به اتهام توهین(نقد) به پیامبر مسلمانان، محمد؛ در توییتر شخصی اش بازداشت شد. وی که پس از ارسال این توییت به مرگ تهدید شده بود، از عربستان گریخته و به مالزی پناه می برد. اما دولت مالزی از سوی پلیس بین الملل و به خواست مقامات سعودی، او را تحت پیگرد قانونی قرار داده و سرانجام پس از دستگیری، او را تحویل دولت عربستان دادند. 
این نقد مجازی که هزاران بازخورد توییتری به دنبال داشت، منجر به تهیه کمپینی از سوی مخالفین حمزه شد که خواستار صدور حکم اعدام برای وی شدند!
سرانجام پس از دو سال بی خبری و نگرانی مجامع حقوق بشری بین المللی از وضعیت سلامت وی، خبرگزاری های عرب اعلام کردند که وی از زندان آزاد گشته. همچنین یکی از دوستان نزدیک وی و عبدالرحمان اللهیم، وکیل این نویسنده جوان تایید می کنند که حمزه کشغری در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۳ از زندان آزاد شده است.

- توهین به مقدسات اسلامی(هرگونه نقدی) در عربستان سعودی، مجازات مرگ را به دنبال دارد. اما قدرت اتحاد مردمی، حتی در این دنیای مجازی به خوبی نشان داد که می توان انسانِ بی گناهی را از خطر اعدام رهانید... 





ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۲, یکشنبه

تا مرگ یک «گام» ، تا «رهایی»....؟



تا مرگ یک «گام» ، تا «رهایی»....؟

یکی از پست های وبلاگ زنده یاد امیدرضا میرصیافی که در زندان اوین و زیر شکنجه جان باخت و به ابدیت پیوست.



برای من که دیر زمانی است نظاره گر غروب غمگین هستم، طلوع و سپیدی برایم بیگانه است. طلوع و سپیدی آن را نمی شناسم و از آن تصویری در ذهن ندارم. چنانم که گویی غم با من متولد شده و میل آن دارد تا پای گور با من باشد .

احساس می کنم دیگر تا دیار نیستی راهی نمانده و پایان نزدیک است. گذران عمر در ایران، که سالیانی است عقربه های ساعتش در لحظه غروب و مرگ توقف کرده، بیش از آنکه احساس زندگی کردن را در وجود انسان تقویت کند، ریشه های یک غده سرطانی به نام «مرگ» را در درون آدمی می پروراند. در این سالیانی که از عمر من می گذرد هیچگاه معنای واقعی واژه های زندگی، شادی، امید، طلوع، آرامش، آسایش، عدالت و ... را حس نکردم. گویی در فرهنگ لغات زندگی نه تنها من بلکه هیچ هم وطنی چنین واژه هایی پیدا نمی شود که بتوانم معنا و مفهوم آن را درک کنم.

در این دیار هیچ کس سروده صبح را حفظ نیست و نغمه طرب انگیز بامدادی را هیچکس نشنیده است. حس دلمردگی و نیستی چنان جای جای سرزمین مادری ام را چون خاکستری سیاه پوشانیده است که حتی نسیم آزادی نیز شاید نتواند این خاکستر را از بین ببرد و طوفانی لازم است.

این چه طوفانی است که دوای درد است؟! این چه طوفانی است که نه ویرانگر است و نه خانمانسوز ؟ پی جواب می گردم و با خود می گویم که این همان «نسیم رهایی» است ولی برای ما سوختگان حکم «طوفان» را دارد. وزش این طوفان سیمای این دیار را از این خاکستر سیاه پاک می کند و آسمان را از چنگال ابرهای دلمرده و تیره رهایی می بخشد و آنگاه تابش نور آن خورشید زیبارو مرهمی خواهد بود بر دل های ما و نور چشم همه منتظران «آزادی»، و چنین است که «نور» بر «تاریکی» چیره خواهد شد.


* اگر هق هقِ گریه هم امانم می داد، باز هیچ چیز برای گفتن در برابر عظمت انسانی تو نداشتم، امید عزیز.
به یادت هستم...

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

چفیه چیست و نماد چه کسانی است؟



چفیه چیست و نماد چه کسانی است؟


چفیه پارچه ای با نقش های سیاه و سفید و یا سفیدِ ساده است و از یکی از قدیمی ترین نوع پوشاک سرزمین های اعراب بادیه نشین به شمار می آید. چفیه در سال های دور برای پوشاندن سر و صورت مورد استفاده اعراب قرار می گرفته تا از از ورود شن به دهان و سر در برابر نور آفتاب محافظت کند.

چفیه سیاه و سفید، چفیه فلسطینی نام دارد و چفیه سفید و ساده، از همان نوع پوشاک اعراب منطقه جنوب خلیج پارس است که همچنان در کنار لباس های سفید بلندشان با عنوان حفظ سنت، مورد استفاده قرار می گیرد.

چفیه همچنین به عنوان نماد نیروهای حماس در فلسطین و مبارزات اسلامی آنان محسوب می شود که پس از ورود خمینی به ایران نیز در ایران رایج گشته و در جنگ ایران و عراق بین سربازان ایرانی توزیع می شد تا مبارزه آنان را به نام اسلام و برای حفظ اسلام به شکلی متحدانه نشان دهد.
سید علی خامنه ای رهبر رژیم اشغالی ایران، اغلبِ مواقع و یاران و حامیانش نیز در بسیاری از مراسم های ویژه از چفیه فلسطینی استفاده می کنند و شعارهای ضد صلح و انسان دوستیِ مرگ بر اسرائیل، مرگ بر انگلیس و شعارهای اسلامی لا اله الا الله سر می دهند.
چفیه یکی از پوشش های اصلی اعضای بسیج در ایران است.

استفاده از چفیه بین کردها نیز بسیار رایج است و نماد مبارزه آنان بر ضد رژیم ایران محسوب می شود. در حالی که چفیه به عنوان یکی از مهم ترین نشانه های اسلامی در جهان، به خصوص خاورمیانه، شناخته شده است و پوشیدن آن بدون استثنا مشروعیت بسیاری برای عوامل تروریستی حماس، حکومت ایران و پایداری اسلام به دنبال دارد!


* در مبارزه سیاسی یا حتی زندگی روزمره می بایستی حتی به کوچکترین نکاتی که به تایید دیکتاتورهای اسلامی منتهی می شود، توجه داشت. مطمئن باشید چفیه تنها به عنوان مدِ روز و شالگردنی برای آقایان و چارقدی برای خانم ها در ایران به بازار ارائه نمی شود! بلکه سیاستی کثیف پشت آن است که شما را بازیچه خود می کند!

سمیرا نصیری


ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

تصویر زهرا رهنورد در حال برگزاری مراسم سیاه بازی!

همسر متفکر و نویسنده بیانیه های میرحسین موسوی، در حال اجرای مراسم صلح و آشتی با دیگر کشور های جهان! یا بهتر است بگویم؛ برگزاری مراسم سیاه بازی ملت توسط یکی از مهره های حکومت اسلامی برای دشمن نشان دادنِ صاحبان و تغذیه کنندگانِ اصلی سیستم اسلامی در ظاهر و ادامه سرسپردگی در پشت پرده های کثیف سیاست!

بارها پیش می آمد که از حامیان موسوی می پرسیدم؛ مگر موسوی به شما چه وعده ای داده است که اینگونه فدایت شوم، فدایت شوم به راه انداخته اید؟! مگر غیر از این است که تنها خواسته اش بازگشت به دوران طلایی خمینی است؟! در زمان خمینی چه داشتید؟ به جز اعدام و قتل و خونریزی و گرانی و حجاب اجباری و ... مطلب دیگری در روزنامه ها می خواندید؟! مگر اینان چه پیشنهادی به شما و به صلاح شما کرده اند که اینگونه تسلیمشان گشته اید؟! چگونه با یک رنگ سبز شما را به این سادگی سِحر کرده اند؟! 

اما برای آن مردم نادان تنها چند شبی بزن و برقص کافی بود. انگار دنیا را بهشان داده بودند! حاضر بودند آن خوشی ها را تنها برای ساعاتی داشته باشند، ولو اینکه با ریخته شدن خون نداهای وطن پایان گیرد!

پس از آن همه سرکوب و روزهای خونین، به خود گفتیم و دلداری دادیم که خب این ملت سزای خیانت به خاک را دیدند. دیگر به اندازه ای روشن شده اند که در مراسم های خیمه شب بازی رژیمیان شرکت نکنند. اما با کمال حیرت صف های همان سبزهای اینبار بنفش شده را به نظاره نشستیم که با لبانی خندان و انگشتانی آغشته به رنگِ خون جانباختگان راه آزادی برای پایداری این سیستمِ تشنه به خون به حمایت برخاسته و به اثبات رساندند که شایسته همان باتلاق اسلام هستند! 
غافل از اینکه این خودشانند که برای ذره ای آرامش آنقدر در این باتلاق نفس خواهند زند که جانشان به سر آید.

دلم رحم می آید بر آن نسلی که در راه است! چه شرمنده صورت هایی خواهیم داشت در برابر فرزندانی که ما را مسبب ویرانی سرزمینشان می دانند!
سمیرا نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۸, چهارشنبه


متن روی عکس (سال ۸۸-اصفهان) :
بهائیت در بوته نقد
با سخنرانی حجته الاسلام والمسلمین آقای علی صغیرا
زمان: ۵ شنبه ساعت ۷
مکان: خ مدرس خ مولوی مسجد الفتاح



مگر این رژیمیان نیستید که در کتاب های تحصیلی دانش آموزان می نویسند که تمامی حکومت های قبل از جمهوری اسلامی در ایران استبدادی بوده اند، اما پس از ورود جمهوری اسلامی، مردم این حق را پیدا کردند تا هر آنکه را می خواهند به عنوان رهبر خود برگزیده و دولت مورد علاقه خود را تشکیل دهند؟
این بیماران روانی در کدام بخش از قانونشان نگاشته اند که بهاییان و یهودیان و مسیحیان از رده انسان ها خارجند و تنها مسلمانان صاحبان ایران زمیند؟ و ما پای آن را امضا کرده ایم تا افسار بر گردنمان بیاویزند و اینگونه بر مردمانمان بتازند؟!

گله ام تنها به حکومتیان نیست. شاکی ام از همه آن مردمی که سال هاست زجر می کشند و ستم بر دیگری را به نظاره می نشینند و با وجود همه این نامردمی ها سرشان را به سویی دیگر چرخانده و انسانیت را به فراموشی سپرده اند!

نسل ما که سوخت و تباه شد! بیچاره نسل فردا...

سمیرا نصیری

پایش را در جبهه از دست داده بود، اما مقصر اصلی را عراق نمی دانست!

 
استادی داشتم جانباز که پای چپش رو در جبهه از دست داده بود.
البته هرگز متوجه یکپا بودنش نشده بودم و فقط آهسته و ناقص راه رفتنش من رو کنجکاو می کرد. یک روز ازش پرسیدم؛ استاد. پاهاتون درد میکنه؟
سرش رو از پشت میز بلند کرد. با اینکه عینک به چشم داشت ولی کاملا مشخص بود که چشم هاش پر از اشک شده. با صدای لرزونی گفت؛ نه چیزی نیست. و در حالی که به پاش نگاه می کرد، ادامه داد؛ فقط اینکه من این پارو برای مبارزه با دشمن اصلی ایران از دست دادم.
همینطور که سرم رو می انداختم پایین، آهسته و با ناراحتی گفتم؛ عراقی ها...
با صدای محکم و بلندتری گفت؛ نه! خمینی و دولتمردهاش!
متعجب شده بودم و بهت زده! ولی بحث به هر دلیلی ادامه پیدا نکرد.

جریان از دست دادن پاش رو هرگز برام تعریف نکرد، ولی همیشه توی بحث هاش بهم متذکر می شد که؛
گول اینارو نخورین. گوشاتون رو با مزخرفات این حکومت پر نکنین و به حرف هاشون امیدوار نباشین. با همین دروغ ها بود که مردم رو گول زدن و وارد ایران شدن. در حالی که اینا اصالتشون ایرانی نبود و با این جنگ ساختگی مردم رو به جنگ مشغول کردن تا به راحتی پایه های حکومت رو قوی کنن و بین مردم محبوبیت بیشتری به دست بیارن. و خیلی راحت تر ایران رو تحت سلطه خودشون در آوردن.
و خیلی وقت ها تاکید می کرد که؛

هرگز فکر نکنین همه کسانی که در جبهه حضور پیدا کردن، از عاشقان و فداییان رهبر بودن! بلکه خیلی از اون ها فقط برای دفاع از مرز و بوم خودشون با دشمن به مقابله پرداختن!

سالهاست که از استادم بی خبرم، اما حرف هایش با همان تن صدایش در ذهنم تکرار می شوند. استاد عزیزم. من هویت اینان را بهتر شناختم. سپاس از راهنمایی هایت


سمیرا نصیری


ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

توی ایران من عدل انسانی حاکم نیست! عدل اسلامی حاکمه!

ایرانِ من کجاست؟
ایرانِ من بعد از عربستان، بزرگترین کشور خاورمیانه است. دارای بیشترین منابع نفتیه.
ثروتش بیکرانه. خاکش طلاست. هزاران سال قدمت داره. مهد علم و تاریخه...
اما در کشور من طبق آمار خود حکومت اسلامی، هر هفته حداقل ۳ نفر اعدام میشن. بیکاری، فساد و فقر بیداد میکنه. کلاه برداری های دولتی سرسام آوره. زندان ها پر شده ان از زندانی های سیاسی. پوشش اجباریه. کلمه یهودی فحش محسوب میشه. مسیحی ها بازداشت و یهودی ها اعدام میشن. دارای بیشترین آمار بچه های کار توی دنیاست! دولتی ها کمپ های ترک اعتیاد رو می بندن و در مقابل خودشون تجارت مواد مخدر رو بر عهده می گیرن! کوچکترین اعتراض و نقد به حاکمیتی رو سرکوب میکنن. توی کشور من قلب نداهاش رو با گلوله سوراخ میکنن و سنگفرش خیابون هارو با خونشون رنگ! 
ایران من خیلی بزرگه! خیلی! ولی عدل انسانی حاکم نیست! عدل اسلامی حاکمه!



ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

عفو بین‌الملل خواستار توقف اعدام دوباره یک محکوم در ایران شد

سازمان عفو بین الملل از دولت ایران خواسته است تا اعدام دوباره یک مرد محکوم به مرگ را متوقف کند. 
به دنبال گزارش های رسانه های ایران، مرد محکوم به مرگی که در بجنورد اعدام شده بود، پس از ۲۴ ساعت زنده شده است و تحت مراقبت های پزشکی است، اما قاضی پرونده گفته است که این محکوم یکبار دیگر پس از اتمام معالجاتش اعدام خواهد شد!
عفو بین الملل گفته است، مواجه شدن این مرد با اعدام دوباره، ماهیت بیرحمانه و غیرانسانی مجازات مرگ را هرچه بیشتر عریان می کند.

کارتنی در همین رابطه از سها خزایی


ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۷, چهارشنبه

چرا نتانتیاهو می گوید در ایران جین پوشیدن آزاد نیست؟!


چون دقیقا ۴ سال پیش، چنین اعلامیه ای را بر روی درب حسارت دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز دیدم! توهین و حقارت دانشجویان توسط عوامل سپاه ثارالله را با چشمانم مشاهده کرده ام و کاملا به نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو یا هر انسانِ دیگری حق میدهم تا از حقوق اولیه ضایع شده ی مردم ایران سخن بگوید!

ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۶, سه‌شنبه

احمد عسگری آزاد شد

احمد عسگری، روزنامه نگارِ در بند، با تودیع وثیقه آزاد شد.  

احمد عسگری، زندانی سیاسی، پس از سپری کردن ۴ ماه حبس، سرانجام با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد گردید.


احمد عسگری چندی پیش، در ۳۰ خرداد ۹۲ و در پارک فدک تهران، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به منزل شخصی اش منتقل شده و پس از تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی اش به زندان اوین منتقل شده بود. نهایتا بعد از ۳ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند عمومی ۳۵۰ این زندان منتقل شده بود.
قابل ذکر است این روزنامه نگار پیش از این به دلیل پوشش اخبار مربوط به درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ توسط سپاه ثارالله دستگیر شده و پس از ۳ ماه حبس در زندان اوین با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و به طور موقت از زندان آزاد گردیده بود.

به امید آزادی تمام آزادی خواهان و میهن دوستانِ در بند

ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۰, چهارشنبه

قانونی شدن ازدواج سرپرست با فرزند-خوانده، قانونی شدن تجاوز در مملکت!


چطور می شود از آسیب های جدی قانونی شدن ازدواج فرزند-خوانده با سرپرست چشم پوشی کرد؟!
آن، چه فکر خبیثی است که دختر بی نوایی را به خانه می آورد، به او آب و غذا می دهد و به انتظار روزی می نشیند که از او بهره ببرد؟!
فرق این عمل با تجاوز در چیست؟ قانونی بودنش است؟! یکباره بیایند، جار بزنند؛ "ملت! تجاوز در این مملکت آزاد است" !

باور و تحملش سخت است که شاهد چنین ضربات و توهین عمیقی به فرهنگ و خرد مردم باشیم!‌

سکوتِ امروزِ تماشاگرانِ این میدان، فرداروزی دامن گیر خودشان نیز خواهد شد!!

سمیرا نصیری(سارا شمس)


ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۶, شنبه

بنگر به چرخ فلک که کمر شکن است / منگر به زیبایی لباس که آخر کفن است

پدرم برادرزاده ای داشت که در سنینِ جوانی، جانش را گرفتند!

فرهیخته بود و زیبا و ژیگول! اما همیشه نوشته بزرگی را که توسط دایی اش خطاطی شده بود بر روی دیوار اتاقش داشت که هر روز صبح و شب؛ بعد و قبل از خواب به آن نگاهی می انداخت. این جمله از خودش بود:

بنگر به چرخ فلک که کمر شکن است
منگر به زیبایی لباس که آخر کفن است

سال ها می گذرد، اما هر دو سه روز یکباری به خود می گویم؛ عجب این چرخ فلک کمرمان را شکست! عجب...

به دور از اسلامی بودن کفن و آنچه که به آن ایمان ندارم، حقیقتی است شیرین برای بسیاری و حقیقتی است تلخ برای بسیاری دیگر که سرانجام همه چیز را می گذاریم و می رویم و هیچ نصیبمان نمی شود از آن همه حیاتی که برای به دست آوردن ذره-ذره اش چه تلاش هایی که نکردیم!

آزرده ایم، رنجمان داده اند، سختی ها متحمل شده ایم و شادی ها دیده ایم؛ همه اش پوچ می شود و سرانجام وداع می گوییم...

اما نسلی دیگر به سرعت جایمان را می گیرند... امان از روزی که در کتاب های نسلِ پیشِ رو نام خوبی از آنِ خود نکرده باشیم یا بدناممان کرده باشند!‌

زندگی سخت پیچیده است... اما می توان انسان بود... انسان...
پس چه نیک که امروز نه بد کنیم، نه کسی را تخریب...
خوب بمانیم و زندگی را با همه قسمت کنیم...

سارا شمس(سمیرا نصیری)
*شعر: سهیل نصیری

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

سرکوب معترضین به تخریب دانشگاه پلی تکنیکِ آنکارا توسط نیروهای امنیتی ترکیه

سرکوب معترضین به تخریب دانشگاه پلی تکنیکِ آنکارا توسط نیروهای امنیتی ترکیه

درگیری ها در ترکیه همچنان ادامه دارد. اعتراضات مردم آنکارا به تخریب دانشگاه پلی تکنیک این شهر به دستور مستقیم طائب اردوغان که از صبح روز گذشته آغاز گردیده بود تا ساعت آغازین صبح امروز ادامه دارد. نه تنها آنکارا بلکه مناطقی از استانبول، ازمیر و دیگر شهرهای بزرگ نیز به صحنه های مبارزه مردم با نیروهای سرکوبگر حکومتی مبدل گشته اند.
با وجود ایستادگی سخت دانشجویان، اساتید و مردم عادی؛ بخش هایی از این دانشگاه فرو ریخته شده و پلیس و دیگر نیروهای امنیتی با ضرب و شتم، شلیک گلوله های پلاستیکی، گاز فلفل و اشک آور سعی در عقب راندن جمعیت معترض و تخریب کامل دانشگاه دارند.
دولت اسلامی ترکیه هفته گذشته به جای روی خوش نشان دادن به راهپیمایی کنندگان صلح که در سراسر ترکیه برای آشتی مردم و دولت در خیابان ها گل پخش می کردند و سرود می خواندند؛ دستور قلع و قمعِ آنان را صادر کرده و چند روز پس از آن دستور ویران کردن دانشگاه خاورمیانه را به اجرا در آورد.


هرچند اینبار نیز فریاد عدالت خواهی این مردم با بایکوت از سوی برخی رسانه های داخلی و مدیای غربی رو به شده است؛ اما همبستگی و وطندوستی مردم ترکیه در چند ماه اخیر و پس از مقاومت بی نظیر در برابر تخریب سمبلِ عشاق(پارک گزی) در استانبول و توهین های طائب اردوغان به ملت این کشور، به خوبی به اثبات رسانده است که در برابر هیچ بی عدالتی سکوت نکرده و حاضرند به پای خواسته های انسانی خویش، جانشان را نیز فدا کنند.
گفتنیست اعتراضات پارک گزی ۵ کشته و هزاران زخمی برجای گذاشت. آمار زخمی های درگیری های دو روز اخیر نیز تا کنون بیش از ۵۰۰ نفر اعلام شده است.

سارا شمس (سمیرا نصیری)

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

نفس کشیدن برای آزادی خواهان در ایران قدغن، برای بازماندگان خمینی در سراسر دنیا آزاد!

بحث بر سر این نیست که نتیجه خمینی چه پوشیده!‌ نکته اینجاست که نفس کشیدن در ایران برای آزادی خواهان قدغن است، اما فرزندان، نوادگان، آشنایان و یاران خمینی با ثروت های مردم ایران در کشورهای دیگر به زندگی ملوکانه خویش مشغولند و قوانین آن دجال را بر سر مردم ایران می کوبند. یا خونشان را می ریزند، یا به جسم و حقوق آنان تجاوز می کنند!
این رهروان راهِ خمینی در خارج از ایران ضمن دریافت اقامت و پاسپورت کشورهای دیگر، به تحصیل پرداخته و همیشه از آن کشور به این کشور در رفت و آمدند! هرگونه می خواهند می پوشند، می گردند و نطق می کنند؛ اما کسی مانع آنان نیست! چون آنان خمینی زاده و خمینی پرورده اند!
نعمات بهشتی در این جهان هم برای این همراهان آزاد است، اما برای مردمی که صاحب خاکِ ایرانند؛ زندگی کردن هم ممنوع است!

دخترانِ ایرانی به عناوین مختلف از دانشگاه ها اخراج می شوند، نه راه دیگری برای تحصیل در کشور خویش دارند و نه راه خروجی از ایران!

اما کافیست تا سرسپرده این جانیان باشند، آنوقت همه جای دنیا برایشان آزاد است!‌ حتی اگر فرزند آخوندهایی باشند که بر منبرها تکیه زده و با اشاره ای آرزوهای جوانانِ ایرانمان را گردن می زنند!

سارا شمس (سمیرا نصیری)

ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۱۶, یکشنبه

اعتراضات مردم آزادی خواه ترکیه همچنان ادامه دارد + تصاویر

تصاویری از حضور هزاران معترض ترک در میدان کادیکوی(Kadıköy) استانبول، با هدف برکناری دولت طیب اردوغان


برای بزرگنمایی تصاویر بر روی آن ها کلیک کنید.











معترضین ترکیه، نه زن هایشان را از ترس آسیب دیدن توسط نیروهای سرکوبگر، در خانه ها پنهان می کنند، نه فرزندانشان را!
همگی دست در دست هم بر ضد استبداد اسلامی می جنگند و از هیچ چیز باکی ندارند!‌
و سیاست غرب اینگونه ایجاب می کند که دیگر حضور هزاران معترض ترک را در خیابان های ترکیه پوشش خبری ندهند!!!
مردم ترکیه روزهای متوالی است که شبانه روز در خیابان ها به سر می برند و خوستار برکناری دولت طیب اردوغان هستند.



ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۹, یکشنبه

فراخوان جهت آزادی احمد عسگری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر

از مقامات ایران می خواهیم تا فورا احمد عسگری را آزاد کرده و به حقوق و خواسته های انسانی مردم ایران احترام بگذارند.
از شما خواهشمندم تا با صرف تنها یک دقیقه از وقت خود، دادخواست رهایی احمد عسگری، روزنامه نگار، شاعر و فعال سیاسی را امضا کنید.


با سپاس فراوان
سارا شمس